X
تبلیغات
رایتل

شروع

چهارشنبه 21 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:22 ب.ظ

ساعت شش و نیم صبح  روز چهارشنبه  21 مهر از خواب بیدار شدم.کابوس های شبانه مجال بشتر خوابیدن نمی دادند.خواب که نه فقط بیدار نماندن.

یکی یکی  معدنچی های شیلیایی را از 700 متری زیر زمین بیرون می آورند.با افتخار بیرون می آیند هیجان زده خانواده و رییس جمهوری شان را در آغوش می گیرند.به پرچم شیلی احترام می گذارند و من بی آن که بدانم چرا اشک هایم سرازیر می شود.

همسرم می گوید این همان شیلی زیر چکمه ی دیکتاتوری  پینوشه است که حال شاد نفس می کشد و آغوش اش را به روی دنیا گشوده است بیشتر می خواهم گریه کنم/دلم برای خودم می سوزد/همه اش احساس می کنم دو هزار متر زیر زمین هستم و لی باید کوتاه بیایم و میز صبحانه را بچینم.

همسرم هنوز نرفته/به چشم های خسته اش که نگاه می کنم از خودم و رنجی که بر او هم روا می دارم بدم می آید/دل  ام می خواهد بس کنم ولی گریه ام گرفته/نگران خانواده ام هستم/نگران همسرم هستم/نگران این روزهای نکبت.

پنجره ی اتاق ام را باز می کنم/من طبقه ی سوم ام/نگاه ام با زن همسایه در پاسیوی طبقه ی هم کف  گره می خورد.محسن نامجو گوش می دهم و گریه ام می گیرد.خجالت هم نمی کشم.

چشم هایش خیس اند/زن زیبای 50 ساله همسایه را دوست دارم.یک ماه پیش شوهرش فوت کرد و او همیشه تنهاست.نگاهش می کنم/چشم های سبزش برق می زند/حرفی برای گفتن ندارم/پنجره را نمی بندم /حتا بلد نیستم سلام بدهم /می آیم سراغ این صفحه.

باید خوب  شوم/کلاس هایم را باید بروم/کلاس زبان ام از هفته ی آینده شروع می شود.لباس ها را باید از ماشین لباس شویی در بیاورم/باید خوب باشم/نباید به هجوم این همه خیال بد محل بگذارم/"سرزمین گوجه ها سبز" را تمام می کنم.

ای درد توام درمان در بستر ناکامی/ وی یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی/وی خاطره ات پونس نوک تیز ته کفش ام/ این صندل رسوایی.گرگی تو و میش ام من/جمعا به تو آویزیم/آب از تو سریش ام من/جمعا به تو آویزیم./اگزاز و دیازپامی/جز زلف ات آرامی/چون زلف تو نآرامم/رسوا و پریش ام من.

دوستان من در بلاگفا / من به این آدرس نقل مکان کردم

از "به آهستگی" رفتن خسته شدم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo